[ و فرمود : ] آنان را طاعت دارید که در ناشناختنشان عذرى ندارید . [نهج البلاغه]
کل بازدیدها:----2120---
بازدید امروز: ----1-----
بازدید دیروز: ----4-----
نشریه رایحه ظهور

 

نویسنده: خادم المهدی
پنجشنبه 9/9/1385 ساعت 11:30 عصر


پای صحبت مولا


فضیلت تسبیح تربت


قال المهدی علیه السلام


مِنْ فَضْلِه، أَنَّ الرَّجُلَ ینْسِى التَّسْبیحَ وَیدیرُ السُّبْحَةَ فَیکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ


از فضایل تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود، ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گر چه دعایى هم خوانده نشود.


بحار الأنوارج 53 165



 


 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: خادم المهدی
چهارشنبه 22/6/1385 ساعت 11:37 عصر

پای صحبت مولا:


قال المهدی علیه السلام: فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِِءٍ مِنْکُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ محَبَّتِنا، وَیتَجَنَّبُ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَسَخَطِنا؛


پس هر یک از شما باید کارى کند که وى را به محبّت و دوستى ما نزدیک سازد، و از آنچه خوشایند ما نیست و باعث کراهت و خشم ماست دورى گزیند.(1)


روشن است محبّت و کراهت اهل بیت علیهم السلام جنبة فردى و شخصى ندارد، بلکه به ملاک خدایى است، زیرا هر گاه ایشان مشاهده کنند که شیعیان و منتسبان به آنان، کارهایى را انجام مى­دهند که مورد رضایت الهى است، و نیز از کارهایى که مورد غضب خداوند است اجتناب مى کنند، خوشحال مى شوند و به آنان مى بالند.


بر ماست که اگر به دنبال جلب محبّت آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه و دورى از سخط و غضب آن حضرت هستیم، کارى نکنیم که از ایشان دور شده، از عنایاتش محروم گردیم؛ و از طرف دیگر سعى ما بر این باشد که اعمال و رفتارى را انجام دهیم که هر چه بیشتر ما را به ایشان نزدیک    مى گرداند.


1. بحارالأنوارج3.ص176.ح7


 


 


سیمای مردان در آخرالزمان


قسمت اول


معمولا ًاسلام توقّعش از مرد این است که حسّ غیرت دینى و مهابت الهى داشته باشد. روایات حاکى است که در سیماى مبارک خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه هم مهابت الهى وجود دارد. یعنى در چهرة مبارکشان در عین ملاحت و شیرینى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد. امّا در آخرالزّمان بنابرآنچه از روایات به دست مىآید، اگر تقریبا بیست مرد را مورد ارزیابى و شناسایى قرار دهید، نمى توانید کسى را پیدا کنید که در چهره­اش هیبت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. اهل معصیت خیلى راحت در برابرشان مرتکب معصیت مى شوند و آنها هم هیچ عکس العملى از خود نشان نمى دهند.


ادامه مطلب...

    نظرات دیگران ( )
نویسنده: خادم المهدی
چهارشنبه 21/4/1385 ساعت 2:52 عصر

 


 


فَقَد طالَ الصَّدَی؛       تشنگی به درازا کشید...   1098 سال انتظار بعد از غیبت کبری


 


طلیعه


فردا دیر است...!
در مورد فلسفه و حکمت غیبت آخرین حجت خدا سخنان بسیارى گفته شده و احتمالات متعددى مطرح گشته است. اما شاید این احتمال که فلسفه غیبت آزمودن مؤمنان و تمیز و تشخیص مدعیان دروغین پیروى از ولایت و منتظران از ولایت‏مداران واقعى و منتظران راستین است، از دیگر احتمالات پذیرفتنى‏تر و نزدیک‏تر به واقع باشد.
کلاس درسى را در نظر بگیرید که آموزگار آن براى آزمودن دانش‏آموزانش دقایقى کلاس را ترک گفته اما دورادور نظاره‏گر آنان است. آنچه او مشاهده مى‏کند چه خواهد بود؟ گروهى از دانش‏آموزان از غیبت آموزگار سوء استفاده کرده و به آزار و اذیت دیگر همکلاسیها پرداخته‏اند؛ گروهى دیگر با شیطنتهاى کودکانه خود همه کلاس را به هم ریخته‏اند؛ عده‏اى دیگر با حسرت تمام چشم به فضاى بیرون از کلاس دوخته و تماشاگر دانش‏آموزانى هستند که در حیات مدرسه مشغول جست و خیزند؛ برخى از دانش‏آموزان هم فرصت را غنیمت شمرده و به انجام تکالیف عقب‏مانده خود مشغولند.
قطعاً به هنگام حضور دوباره آموزگار به کلاس و اطلاع دانش‏آموزان از اینکه او دورادور همه آنها را زیر نظر داشته است، آنهایى که وقت خود را با شیطنت و بازیگوشى به هدر داده‏اند بسیار شرمنده خواهند شد.
جهان عصر غیبت نیز همانند همین کلاس درس است. کلاسى که در ظاهر استاد در آن حضور ندارد. اما حرکات و سکنات هیچ یک از دانش‏آموزانش از نگاه تیزبین استاد دور نیست و همه آنها باید به هنگام ظهور پاسخگوى شیطنتها یا بازیگوشی­هاى خود باشند.
شاید بیان کلامى از امام عصرعجل الله تعالی فرجه براى درک بهتر آنچه گفته شد مؤثر باشد. آن حضرت در یکى از توقیعات خود مى‏فرماید:
فَلیَعمَل کُلِّ امرِ‏ءٍ مِنکُم بِما یَقرُبُ بِهِ مِن محَبَتّنا و لِیَتَجَنّبَ ما یُدنِیهِ مِن کِراهَتِنا وَ سَخَطِنا، فإنَّ أَمرنا بَغتَةً فَجأةً حینَ لا تَنفَعُهُ تَوبَة، ولا یُنَجِّیه مِن عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوبَة.
پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستى ما مى‏شود پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودى ما مى‏گردد، دورى گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانى فرا مى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى کسى سودى ندارد و پشیمانى از گناه کسى را از کیفر ما نجات نمى‏بخشد.
آرى، همه ما در آزمونى بزرگ واقع شده‏ایم. آزمونى که اگر از آن سربلند بیرون آییم برترین مردم همه روزگاران خواهیم بود. و اگر از عهده آزمون برنیاییم فرداى ظهور باید در برابر حجت خدا پاسخگو باشیم. پس بیاییم از همین امروز و پیش از آنکه واقعه ناگهانى ظهور فرا رسد خود را براى پاسخگویى در برابر امام عصرعجل الله تعالی فرجه آماده کنیم؛ چرا که فردا خیلى دیر است.


بحارالانوار، ج53، ص176، ح 7.


 


 


نشانه های ظهور


سیمای زنان در آخرالزمان 3


زنان امروز با نام آزادی و تساوی حقوق زن و مرد در مرداب فساد اخلاقی و جنسی گرفتار شده‌اند. رسد الکلیسم درمیان زنان غربی، مبتلا شدن به ایذر و در نتیجه مرگ بر اثر آن، قاچاق زن جهت روسپیگری، هم­جنس گرایی، سقط جنین، فرزندان نامشروع، متلاشی‌شدن خانواده‌ها و ... ره‌آورد این تفکر غلط بر جامعه غرب و بعضی کشورهای در حال توسعه است.


در بسیاری از کشورهای بسیار متمدن، زنان از طریق خودفروشی امرار معاش می‌نمایند. درآمریکا سالانه بیش از 900 دخترزیر 15 سال، فرزند نامشروع خود را سقط می‌کند هر چند در سالهای اخیر این دختران ترجیح می‌دهند فرزند خود را نگه دارند. بنابراین با مقایسه اخباری که در مورد زنان آخرالزمان به ما رسیده و وضعیت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی بین زن امروز و زن آخرالزمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. اما این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد. زیرا در آن زمان زنان آگاه، عفیف و با ایمان نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متاثر هستند اما وضع عمومی به شکل دیگری است.


و در حدیثی از امام صادق علیه السلام است که فرمود: « در آخرالزمان زنانی را می‌بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه‌ای ندارند».


آری جهان به آن مرتبه از سقوط اخلاقی می‌رسد که انسانیت برایش جز در اعمال حیوانی معنی پیدا نمی‌کند.


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در توصیف این زنان می فرمایند:


سَیَکُونُ فی آخرِ اُمَتی رِجالٌ ... نِساؤُهُم کاسِیاتٌ عاریاتٌ علی رُؤُوسِهنَّ کاشنمه البخت البحاف لایَجِدَنَّ رِیحَ الجَنة فالعَنُوهُنَّ مَلعُونات


در آخر امت من مردانی پیدا می شوند ... زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت و عریان هستند و بر روی سرهایشان چیزی مانند کوهان (شتر و یا استران لاغر) است آنها عطر بهشت را هم نمی­شنوند آنها را لعنت کنید که از رحمت خدا دورند .


وصف تهران و زنانش هم در بیان امام صادق علیه السلام  اینگونه  است:


تصبح طهران قُصُورُها کَقُصُور الجَنَّة َو نِسوانها ... یَتَلَبَسُ بِلباسِ الکُفار و یَتَزَیَّنُ بِذِیِّ الجَبابِرة یرکَبنَ السُروج و الا یَتمَکن لازواجِهِنَّ و لاتکفی مَکاسب الازواج لَهُنّ فَرِّوا منها الی قله الجبال .....


تهران به حدی می رسد که کاخها (خانه هایشان ) چون کاخهای بهشت شود و زنهایش.... لباس کافران را بپوشند و خود را به شکل مستکبران درآورند بر زینها سوار شوند به همسران خود تمکین نکنند و درآمد شوهرانشان آنها را کفاف ندهد از آنها به قله کوهها فرار کنید.....


البته روشن است که این ویژگی ها مختص تهران نیست و شهرهای دیگری را نیز همین­گونه می­بینید.و این جریانی است که جلوگیری از گسترش آن به دست خودمان است.


 


 


دجال افسانه یا واقعیت؟؟!


دجال در لغت به معنای دروغگو و حیله­گر است اصل داستان دجال در کتابهای مقدس مسیحیان آمده است. در انجیل از کسانی که منکر حضرت مسیح بوده  و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان «دجال» یاد شده است. به همین جهت در ترجمة انگلیسی کتابهای مقدس دجال را آنتی­کریست antichrist نامیده­اند که به معنی دشمن ضد مسیح است. در روایات زیادی از اهل سنت خروج دجال از نشانه­های برپایی قیامت دانسته شده است، اما در کتب روائی شیعه تنها دو روایت درباره خروج دجال به عنوان علائم ظهور آمده است که از نظر سند، معتبر و قابل قبول نیست.


بنابرین از نظر منابع شیعی دلیل معتبری بر اینکه خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد وجود ندارد. اما در عین حال با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال اینکه اصل قضیة دجال به طور اجمال صحت داشته باشد وجود دارد و امر ممکنی است. لکن بر فرض اینکه صحت داشته باشد، اما بدون تردید بسیاری از ویژگی هائی که برای آن بیان شده، به نظر می­رسد افسانه­ای بیش نیست. حال به فرض پذیرش؛ این سؤال مطرح است که مقصود از دجال کیست؟


دو احتمال اساسی در این زمینه وجود دارد:


1. با توجه به معنای لغوی دجال، مقصود از آن نام شخصی معین نباشد، بلکه هرکس که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله­گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس دجال­ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن سخن از دجال­های متعدد رفته است این احتمال را تقویت می­کند، مثلا از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «قبل از خروج دجال بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد»  بنابراین احتمال در حقیقت قضیه دجال نشانه این مطلب است که در آستانه  انقلاب امام مهدی علیه السلام افراد فریبکار و حیله­گری برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی همة تلاش خود را به کار می­گیرند و با تزویر و حیله­گری مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهانی منجی دلسرد و یا دو دل می­کنند. اینکه در همین روایات تاکید شده است: « هر پیامبری امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته است» خود تائید دیگری بر همین احتمال است.


2. دجال کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان می­باشد؛ استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد سعی می­کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس اینکه پیامبران امتهای خود را از فتنه دجال بیم داده­اند: « هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آنکه قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت»، به این معناست که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته­اند. و اینکه مثلا در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد» این کنایه از امکانات عظیم و گسترده­ای است که استکبار در اختیار دارد.


برای آگاهی بیشتر می­توانید به کتب زیر مراجه کنید:


چشم به راه مهدی، جمعی از نویسندگان و دادگستر جهان، ابراهیم امینی


بحار الانوار،ج52،ص205 ؛ صحیح مسلم،ج18،ص46تا81 ؛


 


مسابقه شماره 3


با توجه به پیشرفت بشر و تجهیز به سلاحهای مهیب و خطرناک امام زمان عجل الله تعالی فرجه چکونه با شمشیر قیام می­ کند؟ و قیام بالسیف به چه چیزی اشاره می­کند؟


به سه نفر از کسانی که به سؤال مطرح شده پاسخ صحیح بدهند هدایائی تقدیم می­گردد.


لطفا پاسخ مسابقه را همراه بامشخصات کامل و نشانی دقیق پستی خود به آدرس: اردکان ص پ 349 ارسال فرمائید.


مهلت ارسال پاسخ تا 25/5/1385


پاسخ مسابقه را در شماره آینده بخوانید.


 


پای صحبت مولا:


قال المهدی علیه السلام: قَد آذانا جُهَلاءُ الشّیعَة و حُمَقاؤُهُم، وَ مَن دِینُهُ جَناحُ البَعُوضَةِ اَرجَحُ مِنهُ.


نادانان و کم خردان شیعه و کسانی که پرو بال پشه از دینداری آنان برتر و محکم تر است، ما را آزار می­دهند.


بحارالانوارج53؛ ص176


آیا از لحاظ اعتقادی و آشنائی با معارف دینی مورد رضایت آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستیم یا...؟!!


براستی در طول 24 ساعت شبانه روز چند ساعت یاحداقل چند دقیقه از وقتمان را به کسب معارف و تقویت پایه­های اعتقادی خود اختصاص می­دهیم؟!


خدا کند از کسانی که باعث آزار و اذیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند نباشیم....


 


مهدی موعود یارانی این گونه دارد 4


عشق به شهادت


گل اشکم شبی وا می­شد ای کاش


شهادت قسمت ما می­شد ای کاش


از محک­هایـى که خـداونـد افـراد راستگـو و با ایمان را از افـراد دروغگـو جـدا مـى سازد « تمناى مرگ است» یک فرد مـومن که آینـده­اى درخشان و زیبا براى خود پیـش بینى مى­کند و عاشق کوى یار و قرب الى الله و هـم نشینى اولیاء الله را در دلـش زمزمه مـى­کنـد همـواره تمنـاى مرگ دارد:


« لـَولا اَجَل الذى کَتَبَ اللهُ علیهم لَـم تَستَقِّر ارواحهم فِى اجسادِهِـم طَرفَة عَیـن »


اگر نبود مرگی که خداوند بر آنها مقدر فرمود، روح آنها حتی به اندازه بر هم زدن چشم در بدن آنها قرار نمی­گرفت.


اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه که او را با معرفت شناخته و ایمان به راه و هدفـش دارند و به او عشق مـى­ورزنـد و همة هستی­شان را فانـى در وجـود او مـى­داننـد, عاشق شهادت در راه وى هستنـد:


 « یَدعُونَ بالشَّهادة و یَتَمَنَّـونَ أن یُقتَلُـوا فِـى سَبیلِ الله شِعارُهُم یالَثاراتِ الحُسین علیه السلام »


آنها شهادت را طلب می­کنند و آرزو می­کنند که در راه خدا کشته شوند، شعار آنها یالثارات الحسین(ای خون خواهان حسین) علیه السلام است.


 بنابر ایـن, فردى که جانش را از هدفـش بیـشتر دوست دارد نمى­تـواند شجاعت ورزد, بلکه او باید همـواره حافظ جانـش باشد تا به او آسیبى نرسد و آیا با این حال می­نواند از اصحاب و یاوران مهدىعجل الله تعالی فرجه باشد؟!


اللهم اجعلنا مِن خَیر أعوانِهِ وَ انصارِهِ وَالمُستَشهَدِینَ بَینَ یَدَیه


بحارالانوار؛ ج52؛ ص308 ؛ نهج البلاغه،خطبه 182


 


 


با تندی اخلاق زیارت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ممکن نیست.


آیت الله حسن زاده آملی می­گوید: من به آقای سید محمد حسن الهی که در عرفان و سیر و سلوک، شاگرد مرحوم قاضی بود، مکرر عرض می­کردم وقتی خدمت آقای قاضی می­رسید از جانب من خواهش کنید که مرا هم در شرف خدمت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریک خود نمایند و برای من نیز اجازه ملاقات بگیرید.


روزی در شهر آمل بعد از ظهر مشغول استراحت بودم. بچه ها خیلی سر و صدا می­کردند و مانع استراحتم شدند. من عصبانی شدم و به آنها تندی و پرخاش کردم اما بعد پشیمان شده و از اینکه بچه ها را ناراحت کرده ام وجدانم راحت نبود. عصر رفتم بازار و مقداری شیرینی و میوه خریدم و به منزل آوردم که شاید به این وسیله دل بجه ها را به دست آورم. با این حال آشفته خاطر بودم و وجدانم آرام نمی­گرفت.


بالاخره تصمیم گرفتم به تبریز سفر کرده و با مرحوم الهی دیدار داشته باشم. خدمت ایشان که رسیدم پیش از آنکه علت سفرم را بیان کنم گفتم: آقا جان! عرض مرا خدمت استاد رساندید؟!


فرمود: من راجع به این موضوع نامه ای به شما نوشتم و چون آدرس شما را نداشتم خدمت آقای اخوی فرستادم که به شما برساند.در آن نامه آورده ام که وقتی پیام شما را خدمت استاد رساندم ایشان تاملی فرمودند و سپس با ناراحتی ابراز داشتند:


« ایشان چگونه می­خواهند این راه را طی نمایند با آن اخلاقی که نسبت به عائله و کودکان انجام داده و با آنها دعوا کردند؟! با آن اخلاق و تندی چگونه می­شود به این مرتبه و مقام رسید؟! »


آری سالک باید هوشیارانه مواظب و مراقب خود باشند و تمام اعضا و جوارح خود را همیشه کنترل نمایند.


مردان علم در میدان عمل، ج5، ص377


 


 


گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم


گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم


گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است


گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است


 


التماس دعا 20/4/1385